ستایشستایش، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامان و بابا

گذروندن یک شب یدوت ستایش

1391/11/27 11:08
275 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسل مامان قلب

چهارشنبه ٢٥/١١/٩١ شرکت برای خانم های شاغل به مدت ٢روز در شهر آبادان کلاس گذاشت من هم یکی از دعوت شده ها بودم که علی رغم میل باطنی(چون از تنها گذاشتن دخترم وحشت داشتم و تا حالا این کار رو نکرده بودم) در این کلاس شرکت کردم البته با اصرار باباسعید و مامان گلم  ، قربون هر دوشون که همیشه در کتار من و به فکر پیشرفت من هستند ،خلاصه اون روز بعد ازظهر باباسعیداز مهد دخملمو برد پارک و کلی بازی کردی و بعد از پارک رفتید خونه مامان جون و شبو اونجا گذروندی خونه مامان جونو خیلی بهت خوش میگذره چون مامان جون به اندازه یه دنیا دوست داره و همیشه کلی خوراکی برای عسلم آماده داره مخصوصا بستنی چون شما عاشق بستنی هستی، مامانی جالب اینجاست وقتی کسی رو که خیلی دوست داری ازت دور بشه  ناراحت میشی  و حاضر نیستی تلفنی با اون شخص صحبت کنی ، وقتی بابایی و مامان جون با من تماس میگرفتن دخملی با من صحبت نمیکرد و میگفتی مامان بدمنتظر منم از اون طرف خط قربون صدقت میرفتمو هلاک این بودم که صدای نازنینتو بشنوم ،درسته برای همگی سخت بود ولی سفر مفید و کلاس خیلی خوبی بود

چون دخمل خوبی بودی و باباسعید و مامان جونو اذیت نکردی کلی سوغات برات اوردم ماچماچماچ

دوست دارم قلب مادر قلبقلبقلب

پسندها (1)

نظرات (3)

مامان آرشیدا کوچولو
29 بهمن 91 23:53



عزیزمی
niayesh
9 اسفند 91 20:51
slm,nafase man hamash pishe ajish bood va aslan aziat nemikard vali az ruye narahati migoft mamani bad.





فدای دختر برادر عزیزم میبوسمت
nasema
19 اسفند 91 15:26
سلام اگه دنبال یک عیدی خوب و موندگارهستین یه سری به من بزنید طراحی تقویم باعکس ودلخواه شما باکیفیت فقط 2000هزارتومان پس زودبیا منتظرم